سلام

امتحان دادم..،الان دارم خستگیشو درمیکنم..

و فکر میکنم ک امروز چیکار کنم... 

چنوقته کارای مفیدم ته کشیده و ..خ دلم برا جمع بچه ها تنگیده...هیچ وقت فک نمیکردم ازهم جدا شیم

الان حتی نمیتونم برم ببینمشون ..

باهم ک بودیم یکی حالش بد میشد انقدر مسخره بازی درمیاوردیم ک اصن یادش میرفت گرفتاریشو..

الان اصن نمیدونم کجان..حالشو خوبه یا نه..مشکل دارن یانه.،،خوشن یانه...هعی...

د رسته میگن دنیا خیلی کوچیکه...ولی برای ماها خیلی بزرگ شده ...انقدر بزرگ شده ک خبری ازهم نداریم..

بعضی خاطره ها یه حس خاصی برا ادم دارن ،یه حس خوشایند،یه حسی ک فک میکنی میتونی برگردیو دوباره تجربش کنی ولی وقتی  نگاه میکنی مبینی تو کجایی واون حس کجاس..،تموم شده. رفته...اونوقت آدم میخاد فقط بخوابه.،،

هوووووم

...

منبع : ღ...ღزندگی کن فقط برای خودتღ...ღاستراحت علاوه ی دلتنگی
برچسب ها :